یکی از دوستام که اسمش حسنه خوب می گفت:
میگفت:من که یه چشمم نمی بینه،دماغمم که شکسته و خوب نمیشه،و در پشتم هم قوز دارم درست بشو نیست.
این همه برای اهل بیت گریه کردم و از بچه گی هم محبتشون تو قلب منه نتونستم شفام رو بگیرم وای به حال آخرتم چطوری شفاعتم رو ازشون بگیرم.
خیلی سوختم .............................
برچسبها:
+
نوشته شده در شنبه 09 فروردین 1393ساعت 17:23 توسط م.ر
|
ارسال نظر(1)



